بدون نوشابه بدون سس
گاه و بی گاه های منآرشیو برای ژوئن, 2008
نیکان دوست داریم!
با تشکر ویژه از نیک آهنگ کوثر برای طرفداری آلمان:
اسپانیا قهرمان شد.
پ ن : بازی دیشب محشر بود.
اصلاح می کنم. بازی دیشب اسپانیا محشر بود.
پ پ ن : ولی آسمان قلبم همیشه لاجوردی خواهد ماند.
نظرات غیرفعال
فقط 4 فصل
دیروز بعد از قطع برق ساعت 2 بعد از ظهر،
وقتی که داشتم از گشنگی بالش رو گاز می زدم، (می خواستم چیزی سرخ کنم، برق نبود مسلما هود کار نمی کرد. پس بیخیال شدم)
یاد خدمات ارائه شده دولت مهرورز از پارسال افتادم.
زمستان که گاز نداشتیم.
بهار برق،
تابستان هم آب نداریم.
انشاا.. به حول و قوه الهی، پاییز هم تلفنمان قطع می شود.
نظرات غیرفعال
افتادن با عزت
بعد از اعلام نمره های فیزیک 2،
متوجه شدیم که یکی از پسر ها که درسش خوب هم بود، با 9 افتاده است.
کمی بعد در جمع که صحبتش به میان کشیده شد، یکی از دخترها گفت که کاش با چند قطره اشک، نمره پاسی را از استاد می گرفت.
در دلم خندیدم.
اشک!
“افتادن با عزت، بهتر از پاس کردن با ذلت است”
پ ن : جدا از این اسلحه دخترها می ترسم. من که هیچ. استادها هم می ترسند.
به چشم خودم دیده ام، 7 که به پاسی تبدیل شد.
10 که برای مشروط نشدن به 12 رسید.
14 که برای معدل آوردن با 17 عوض شد.
خدا شانس بدهد.
نظرات غیرفعال
نوستالژی
مجنون،
تو را از لیلی جدا کردند
به خیابان آوردند و رها کردند
کیست که گیسوان عاشقانه تو را
شاهانه شانه کند؟
یحیی / مرسدس / مسعود کیمیایی
پ ن : دوباره بغضش را دوست دارم
نظرات غیرفعال
ماجراهای من و بابام – 1
بعد از 2 سال Free Trial داشتن زیر نظر مادر گرام،
از امروز وارد مرحله جدیدی شدم.
امروز اهل منزل پروازی داشتند آن سمت مرز و فعلا من و پدر گرام به مدت 2 هفته مسئولیت کلیه خرده کارهای خانه اعم از آشپزی، رختشویی، ظرفشویی، شیشه شویی، گردگیری، خرید و الی ماشاا… را کاملا داوطلبانه! بر عهده گرفته ایم.
پ ن : خدا این 2 هفته را به خیر بگذراند.
پ پ ن : نه بابا. من آشپزی ام بد هم نیست (:دی)
نظرات غیرفعال
فیل-ترینگ
کار از فیل-ترینگ تک تک وبلاگ ها گذشته است.
به یکباره سرویس ها را فیل-تر می کنند.
نصف این لیست کنار صفحه ممیزی شد!
اصلاحیه : فیل-ترینگ blogspot برداشته شد. انگار عموفیل-تری خودش هم متوجه سوتی اش شد.
نظرات غیرفعال
بعد از ظهر یکروز تابستانی

ساعت 1 بعد از ظهر یکی از روزهای گرم آخر خرداد.
چهارراه ولیعصر، روبروی مجموعه تئاتر شهر.
از دانشگاه برای خریدن یک کتاب آمده بودم بیرون. صحنه جالبی بود. یعنی بعد از اینهمه فشارهای مختلف نیروی انتظامی و سپاه پاسداران و بسیج، آن هم درست زمانی که طرح امنیت اجتماعی وارد مرحله تازه ای شده است، نشستن جلوی در مغازه و تخته نرد بازی کردن، و صد البته لبخند زدن به عابرین متعجب و کنجکاو، خب سوژه ای بود برای گرفتن و به یادگار نگه داشتن یک عکس.
البته همینجا جا دارد از دولت آقای محمود احمدی نژاد و کلیه عوامل ذیربط تشکر بعمل بیاورم که باعث ایجاد اینهمه وقت آزاد و تفریح در ساعات میانی روز و گسترش مفهوم فری تایم و در نتیجه جوان ماندن و شادابی همه اقشار جامعه گردیده است. با امید روزی که هیچ کس کاری برای انجام دادن نداشته باشد!
نظرات غیرفعال
دهانت را …
دهانت را می بویند مگر گفته باشی « دوستت دارم »
این جمله برای من بیشتر به شکل زیر مصداق دارد :
دهانت را می گایند اگر گفته باشی « دوستت دارم »
نظرات غیرفعال
صبح سرد پاییزی
سیگارش را کشید. به دیواری تکیه داده بود و گرمای مطبوع آفتاب تنش را مور مور می کرد و چشمان روشنش را می آزرد. نمی از برگ ها فرو ریخت.
ساعت هفت صبح بیست و هشتم نوامبر بود. هنوز کریسمس نیامده سرما بیداد می کرد. پاهایش در کفش خیس و سرد، کمی بی حس شده بود. به یاد خانه افتاد. سرش را به دیوار تکیه داد و چشمانش را بست. پدر و مزرعه، مادر و هیزم و سوپ، خواهر کوچکش و دیگر بچه ها، بچه گربه ها، و دختر همه عمرش آنجلینا. اوه! کریسمس امسال چه خوش خواهد گذشت.
چشمانش را گشود و به روبرو چشم دوخت. شش سرباز تفنگ به دست، آماده ایستاده بودند.
فرمانده بلند فریاد کشید: «گروهان … آماده! … هدف! … آتش!»
نظرات غیرفعال
جام بدون ایتالیا؟!

خب من الان دقیقا 10 سال هست که طرفدار ایتالیا هستم. به طور دقیق از جام جهانی 1998 فرانسه. نمی دانم. اول از فرانچسکو تولدو شروع شد. فوق العاده بود. بعد کم کم از کل آرایش تیم هنگام دفاع خوشم آمد. البته آن موقع ایتالیا دقیقا به خاطر خطوط دفاعی بی نظیرش مشهور بود. ایتالیای امروز بدون نستا و کاناوارو خط دفاع ندارد.
خاطره یوروکاپ 2000 را هیچ وقت فراموش نمی کنم. ایتالیا و فرانسه در فینال به هم خوردند. گل دقیقه 119 ترزگه خیلی دردناک بود. حتی یادم هست که نیمکت نشین های تیم ایتالیا از خوشحالی نزدیک شدن بازی به ضربات پنالتی، ایستاده بازی را تماشا می کردند. خب از فرانچسکو تولدو مطمئن بودند. پنالتی گیر قهاری که هنوز روی دست او دروازه بانی ندیده ام. آن موقع لویی جی بوفن هم نیمکت نشین بود. ولی گل ترزگه به یکباره همه چیز را به هم ریخت.
بار دیگر، جام جهانی 2006، اینبار نیز فرانسه و ایتالیا در فینال رو در رو شدند. باز هم وقت اضافه. ولی اینبار بازی به ضربات پنالتی کشید. بوفن در دروازه ایتالیا ایستاده بود تا نشان دهد چیزی از تولدو کمتر ندارد. و چرخ روزگار در کاسه ترزگه گذاشت. اینبار او اصلا توپ را در چارچوب نزد. و دقیقا با همین گل نزدن ترزگه، ایتالیا قهرمان جهان شد.
ولی دیشب، خب اگر با انصاف قضاوت کنیم، اسپانیا برتری جزئی داشت. به نوعی تنها حملات این تیم روی دروازه ایتالیا بیشتر از ضربات ایتالیا به سمت دروازه اسپانیا بود. ولی بازی را بیشتر ایتالیا در اختیار داشت. “بود سهمگین جنگ شیر و پلنگ” بازی دو تیم ابرقدرت باید هم به وقت اضافه و پنالتی بکشد. ضربات پنالتی، همیشه جدای از کار دروازه بانان، تا حد زیادی به شانس هم مربوط است. اقبال با ایتالیا یار نبود. ولی از دروازه بانی کاسیاس نیز بسیار لذت بردم. دو پنالتی گرفتن در 5 ضربه، کار ساده ای نیست.
به هر حال، با اینکه هر دو تیم ایتالیا و اسپانیا را دوست دارم، اما از حذف ایتالیا بیشتر ناراحت شدم. در ادامه جام طرفداری اسپانیا را ادامه می دهم و امیدوارم در فینال پوزه آلمان مغرور را به خاک بمالد. آمین
نظرات غیرفعال