بدون نوشابه بدون سس

گاه و بی گاه های من

اعتماد

یارو بچه‌شو می‌شونه لب تاقچه و بهش می‌گه:
«بابا جون یادت باشه که تو زندگیت به هیچ‌کی اعتماد نکنی. باشه؟»
بچه می‌گه باشه و باباش می‌گه: «باریکلا! حالا بپر بغل بابا.»
بچه می‌پره و باباهه جا خالی می‌ده و بر می‌گرده به بچه‌ی گریان و دماغ شکسته می‌گه: «حتی به بابات!»