
خب من الان دقیقا 10 سال هست که طرفدار ایتالیا هستم. به طور دقیق از جام جهانی 1998 فرانسه. نمی دانم. اول از فرانچسکو تولدو شروع شد. فوق العاده بود. بعد کم کم از کل آرایش تیم هنگام دفاع خوشم آمد. البته آن موقع ایتالیا دقیقا به خاطر خطوط دفاعی بی نظیرش مشهور بود. ایتالیای امروز بدون نستا و کاناوارو خط دفاع ندارد.
خاطره یوروکاپ 2000 را هیچ وقت فراموش نمی کنم. ایتالیا و فرانسه در فینال به هم خوردند. گل دقیقه 119 ترزگه خیلی دردناک بود. حتی یادم هست که نیمکت نشین های تیم ایتالیا از خوشحالی نزدیک شدن بازی به ضربات پنالتی، ایستاده بازی را تماشا می کردند. خب از فرانچسکو تولدو مطمئن بودند. پنالتی گیر قهاری که هنوز روی دست او دروازه بانی ندیده ام. آن موقع لویی جی بوفن هم نیمکت نشین بود. ولی گل ترزگه به یکباره همه چیز را به هم ریخت.
بار دیگر، جام جهانی 2006، اینبار نیز فرانسه و ایتالیا در فینال رو در رو شدند. باز هم وقت اضافه. ولی اینبار بازی به ضربات پنالتی کشید. بوفن در دروازه ایتالیا ایستاده بود تا نشان دهد چیزی از تولدو کمتر ندارد. و چرخ روزگار در کاسه ترزگه گذاشت. اینبار او اصلا توپ را در چارچوب نزد. و دقیقا با همین گل نزدن ترزگه، ایتالیا قهرمان جهان شد.
ولی دیشب، خب اگر با انصاف قضاوت کنیم، اسپانیا برتری جزئی داشت. به نوعی تنها حملات این تیم روی دروازه ایتالیا بیشتر از ضربات ایتالیا به سمت دروازه اسپانیا بود. ولی بازی را بیشتر ایتالیا در اختیار داشت. “بود سهمگین جنگ شیر و پلنگ” بازی دو تیم ابرقدرت باید هم به وقت اضافه و پنالتی بکشد. ضربات پنالتی، همیشه جدای از کار دروازه بانان، تا حد زیادی به شانس هم مربوط است. اقبال با ایتالیا یار نبود. ولی از دروازه بانی کاسیاس نیز بسیار لذت بردم. دو پنالتی گرفتن در 5 ضربه، کار ساده ای نیست.
به هر حال، با اینکه هر دو تیم ایتالیا و اسپانیا را دوست دارم، اما از حذف ایتالیا بیشتر ناراحت شدم. در ادامه جام طرفداری اسپانیا را ادامه می دهم و امیدوارم در فینال پوزه آلمان مغرور را به خاک بمالد. آمین